0

هنر جنگ با ابزارهای دیگر در بوسنی, بوسيله‌ىنویسندگان Ana Otašević & Philippe DESCAMPS برگردان شهباز نخعي (Le Monde diplomatique

بازدید 34


آقای موجو بوگالیویچ، مسئول یک تعاونی متخصص در کشت سیب زمینی در جانجا در جمهوری اسرپسکا (RS)، جمهوری صربی در بوسنی، «همه بلاهای سال های دهه ۱۹۹۰، از جمله کار اجباری، زندان خودسرانه، جنگ در خط جبهه، تبعید، سلب مالکیت و… را تجربه کرده است». او که بوسنیایی (مسلمان) است، ناگزیر به «خود تبعیدی» به توزلا در طول جنگ شد که امروز در فدراسیون بوسنی- هرزگووین واقع شده است. در سال ۲۰۰۰ خانواده اش تصمیم به بازگشت و زندگی در خانه خود، که در ناحیه تحت تسلط صرب ها واقع شده، گرفت. او قصد رفتن ندارد و به صدای چکمه هایی که رسانه های غربی مطرح می کنند باور نمی کند: «ما دیگر امکان جنگ کردن نداریم. هیچ منطقه ای قدرتی که ارتش یوگوسلاوی داشت را ندارد. شاید دو احمق بهم تیراندازی کنند، اما رهبران ما سرمایه زیادی انباشته اند و نمی خواهند آن را از دست بدهند. مشکل واقعی مهاجرت اقتصادی است که سراسر منطقه را ویران کرده است. ما به زودی یک نسل کامل از کسانی که برای کارکردن آموزش دیده بودند را از دست می دهیم».

ربع قرن پس از پایان نبردها در سال ۱۹۹۵، بوسنی- هرزگووین دستخوش خشونت چندان زیادی نیست. مردم بوسنیایی، کروآت، صربی یا رومائی(کولی ها) به رغم پاکسازی های قومی بدون برخورد با مشکل، همزیستی دارند. با این حال، شبح ها و آرزوهای گذشته همچنان آینده را به گرو گرفته اند و هر قوم روایت خود را از تاریخ دارد و به نظر می آید که هدف های جنگی خود را دنبال می کند. رهبران ملی گرایی که در قدرت سهیم هستند و می خواهند از ارائه کارنامه خود در انتخاباتی که در ماه اکتبر برگزار خواهد شد بگریزند، همچنان به قربانی نمایاندن جامعه خود ادامه می دهند. به این ترتیب، صرب ها برای نجات وابستگان خود می باید آنها را به سرزمین تحت کنترل خود، که در طول سال ها از طریق دولت مرکزی به دست آورده اند بیاورند و درعین حال رویای استقلال را نیز در سر بپرورند. کروآت ها باید بکوشند جایگاه خود در نهادهایی که برایشان در آنها سهمیه تعیین شده را حفظ کنند یا حتی به نواحی جدیدی دست یابند. سرانجام، بوسنیایی ها هستند که بیش از نیمی از جمعیت را تشکیل می دهند و می باید سرنوشت کشور را با ساخت یک حکومت متحد تقویت کنند.

مخالفت جمهوری اسرپسکا

جمهوری اسرپسکا در کرانه رودخانه درینا قرار دارد. این رودخانه آن را از صربستان و رودخانه ساو از کروآسی جدا می کند. پل های دوران یوگوسلاوی به صورت مرزهای مستحکمی درآمده که دربرابر آنها صف کامیون های سنگین در انتظار عبور است. مسافران، دینارهای صرب یا کونای کروآت (۱) خود را با مارک قابل مبادله بوسنیایی عوض می کنند. این بخش از کشور در آخرین سرشماری سال ۲۰۱۳، یک میلیون و ۲۲۸ هزار تن جمعیت داشته که ۳۴۴ هزار تن کمتر از سال ۱۹۹۱ در سرشماری شهرداری های مربوطه پیش از جنگ است.

آقای میلوراد دودیک، مسئول مرکزی این ناحیه و رییس «اتحاد سوسیال- دموکرات ها» (SNSD) اطمینان می دهد که: «جمهوری صرب بوسنی خواهان صلح، و نه جنگ، است. ما هیچ دلیلی برای جنگیدن نداریم و جنگ نخواهیم کرد». این مرد جنجال برانگیز در دفتر خود در تالار تشکیلات دولتی در بانجالوکا که پایتخت جمهوری اسرپسکا است (۲) مدتی طولانی به پرسش های ما پاسخ می گوید. پشت سر او یک پرچم صربستان و یک نقشه نشان دهنده خطوط جبهه در سال ۱۹۹۵ به چشم می خورد. در سراسر این ناحیه نیز مانند دفتر آقای دودیک – که یکی از ۳ رییس چرخشی است – دیدار کننده نمی تواند پرچمی که نماد حکومت بوسنی- هرزگوین باشد بیابد.

از ماهها پیش، اعلام دادن اختیارات سال های اخیر به دولت مرکزی در عرصه های بهداشتی، قضایی، مالیاتی و دفاعی موجب هراس رهبران اروپا شده است. یوهان ساتلر، سفیر و نماینده ویژه اتحادیه اروپا در بوسنی- هرزگووین و رییس نمایندگی سارایوو با نگرانی می گوید: «ما ناظر حمله علیه نهادهای حکومتی هستیم. موضوع بر سر مبهم گویی درباره یک جدایی احتمالی نیست، بلکه تصمیم های گرفته شده توسط مجلس جمهوری اسرپسکا (RS) است».

در سال ۱۹۹۸، آقای دودیک که بنظر یک میانه رو می آمد که در جنگ شرکت نکرده، با کسب قدرت به عنوان نخست وزیر ناحیه صربی (۳) می گفت: «مفاد توافق دایتون باید به دقت اجرا شود». او امروز هم دقیقا همان جمله را تکرار می کند، اما این شیوه ای برای ردکردن ساخت نهادهای اداری و قانونگذاری ای است که توسط نمایندگان جامعه بین المللی تحمیل شده و در نبود توافق مجلس به نظر برخی به صورت یک «پروکنسول» درآمده است( مقاله « از توافق دایتون تا سرپرستی غربی ها» را در همین ماه بخوانید). این رییس دولت ناحیه صرب توضیح می دهد که: «بوسنی- هرزگووین متشکل از ۲ ناحیه و ۳ قوم است. نمایندگان عالی همه کار کرده اند تا این را ازبین ببرند. وقتی شما با این اراده تمرکزگرا مخالفت می کنید، به عنوان یک اخلال گر معرفی می شوید. مشکل از سوی “غرب” ایجاد می شود که خواهان فرمانبر و نه شریک های سیاسی است».

آقای ساتلر پاسخ می دهد: «نظم موجود در قانون اساسی بوسنی- هرزگووین اجازه نمی دهد که یک ناحیه به صورت یکجانبه از مجموعه خارج شود. اگر شما با عملکرد یک دولت مشکلی داشته باشید، برای حل آن باید دربرابر یک مجلس گفتگو کنید». مشکل در وجود یک حق وتو قومی است که این روند را فلج می کند و تنها نمایندگی عالی می تواند از آن گذر کند. آقای دودیک با تأکید می گوید: «توافق های دایتون به حکومت بوسنی امکانات قضایی، تشکیل دادگاه ها و انتصاب دادستان ها را نمی دهد. این نماینده عالی [جرمی] “پدی” اشدون است که بر مبنای اختیاراتی که پیشتر به او داده شده، ولی در توافق دایتون پیش بینی نشده بود، امکان انجام این امور را دارد». او تصریح می کند که: «من طرفدار یک بوسنی بدون سلاح هستم تا این بحث درمورد اختیارات ازبین برود. این کار انجام نشده زیرا مسلمان ها خواهان داشتن یک ارتش هستند و از حمایت برخی از کشورهای غربی برخوردارند». به باور او یک جدایی مسالمت آمیزممکن است: «فکر می کنم که بوسنی- هرزگووین خود به خود فروبپاشد، فقط باید آن را پذیرفت».

چنین اقداماتی خشم آقای کریستیان اشمیت، نماینده عالی جدید را برمی انگیزد. این وزیر و نماینده محافظه کار پیشین«اتحاد مسیحی- سوسیال» در باویر، جانشین والنتین اینترکو اتریشی شده که پیش از کنار رفتن، به تعبیر یک دیپلومات پوست خربزه ای زیر پای جانشین خود انداخته است. در ژوییه ۲۰۲۱، آقای اینترکو متنی را تحمیل کرد که برای اعتراض به «جنایات نسل کشی» کیفرهایی را تعیین می کرد. این کار موجب تحریم نهادهای حکومت از سوی حزب های صرب شده و استفاده از این مفهوم هنوز هم موجد تفرقه است. بوسنیایی ها معتقدند که مجموعه وحشیگری هایی که آنها بین سال های ۱۹۹۲ و ۱۹۹۵ قربانی آن بوده اند باید نسل کشی توصیف شود. رهبران صرب بخشی از مسئولیت های خود را پذیرفته اند اما از پذیرش این لفظ حتی درمورد اعدام های خودسرانه چندین هزار مرد مسلمان به صرف احراز هویت آنها پس از تسخیر ناحیه سربرنیکا و برای تلافی اِعمال خشونت های دیگر خودداری می کنند. دادگاه عدالت بین المللی بوسنیایی ها را در توصیف مجموعه جنایات آن دوران محق ندانسته اما حکم داده که قتل های انجام شده از تاریخ ۱۳ ژوییه ۱۹۹۵ در سربرنیکا «با هدف مشخص ازبین بردن بخشی از گروه های مسلمان بوسنی- هرزگووین بوده و در نتیجه نسل کشی به حساب می آمده است (۴)».

آقای دودیک از مانوور نماینده عالی به نفع خود استفاده کرده تا با سردادن فریاد بی عدالتی بر محبوبیت خود بیفزاید. امروز آقای اشمیت امیدوار است بتواند با سیاست «هویج و چماق» بی آزرمی خود را بپوشاند. به عنوان چماق، با افزایش ۵۰۰ تن به نیروهای اروپایی ثبات (َEufor- Athea) فشار سنگینی بر جمهوری اسپرسکا وارد شده است. در ۱۲ آوریل، نماینده عالی یک قانون مصوب مجلس این جمهوری درمورد انتقال املاک حکومت به این ناحیه را نقض کرد. متن های قانونی دیگری هم می تواند به همین سرنوشت دچار شود. اروپایی ها نتوانسته اند درمورد تعیین مجازات های فردی به توافق دست یابند اما خزانه داری آمریکا با هدف قراردادن آقای دودیک از سال ۲۰۱۴ این کار را انجام داده است. اقای ساتلر گفته های خود را چنین تکمیل می کند که: «ما هویج هم داریم و یک رقم ۹ میلیارد یورویی برای کل منطقه درنظر گرفته ایم که بخش بزرگی از آن برای ساخت راه، بزرگراه، راه آهن، زیرساخت های نیرویی و رقومی برای گذار زیست محیطی است…».

خانم ملینا تریویچ، نماینده حزب پیشرفت دموکراتیک (PDP)، که اپوزیسیونی است که پس از پیروزی در انتخابات شهرداری بانجالوکا در نوامبر ۲۰۲۰، هواداران بسیاری یافته می گوید: «دلیل واقعی این است که دودیک کنترل دستگاه قضایی را از دست داده است. او خواهان روایتی بود که بتواند پیش از انتخابات ماه اکتبر خود را به عنوان نگهبان جمهوری اسرپسکا معرفی کند. اما، کسی که از مردم خود می دزدد چگونه می تواند چنین کاری انجام دهد؟ وضعیت اقتصادی ما در فدراسیون بدترین است، کمترین دستمزدها را داریم، مستمری بازنشستگی مان کمتر و بدهی عمومی مان دوبرابر بیشتر از دیگران است. هیچ موسسه ای در اینجا سرمایه گذاری نمی کند».

تهدید کروآت ها به پشت کردن به انتخابات

بنابر برآوردهای رسمی، بین ۲ و ۲.2 میلیون بوسنیایی در خارج از کشور (۵) زندگی می کنند درحالی که کل جمعیت ۳.5 میلیون تن است. پس از بازگشت بخشی از پناهندگان در سال های دهه ۲۰۰۰، به حاشیه رانده شدن اقتصادی موجب شد که شمار مهمی از جمعیت – درحد دوران جنگ- از کشور خارج شوند. بسیاری از مناطق شرق، که پیشتر بوسنیایی ها در آنها اکثریت داشتند، امروز تحت تسلط صرب ها درآمده که بیشتر در مناطق روستایی مستقر شده اند. به عکس، روستاهای صرب منطقه گلاموش در زمان اجرای عملیات انجام شده توسط کروآت ها در سال ۱۹۹۵، عملا از سکنه خالی شده است. در این منطقه سخت که بخشی از فدراسیون بوسنی- هرزگووین در ارتفاع ۹۰۰ متری دامنه آلپ است، هنوز بسیاری از ساختمان ها مخروبه باقی مانده است. آقای راد استویانشویچ، درحالی که ژامبونی که خودش خشک و دودی کرده را می برد می گوید: «این اواخر بسیاری از اشخاص هم نسل من بازنمی گردند تا خانه خود را بسازند و دوران بازنشستگی خود را در آن بگذرانند». او چرا یک سال پیش به مزرعه کوچک خود در شومنیاسی بازگشته است؟ او با حالتی تسلیم شده می گوید: «می خواستم در اینجا پیر شوم. تحمل غربت برایم سخت بود. پیش از جنگ در این منطقه ۳۵ هزار گوسفند وجود داشت، امروز این تعداد به ۳۵۰۰ کاهش یافته است. ۲۰ سال دیگر کسی باقی نمی ماند».

با رفتن به سوی جنوب شرقی و منطقه هرزگووین، بیشتر شهرها و روستاها کروآت هستند. دراین منطقه نیز هیچ نمادی از حکومت دیده نمی شود. پرچم های خشتی قرمز و سفید و دیوارنوشته های حمایت از تیم فوتبال دینامو زاگرب نشان دهنده تعلق خاطر به کروآسی است. شهر موستار که محل نبردهایی سخت بین کروآت ها و بوسنیایی ها بوده درحال بازسازی است. نماد نیرومند آن بازسازی پل قدیمی عثمانی است که دو سوی رود نرتوا را بهم می پیوندد و اخیرا به سرعت بازسازی شده است. بیشتر ساختمان های دیگر نیز بازسازی شده است. پره های گرداننده توربین های بادی برفراز تپه هایی که پیشتر پایگاه توپخانه بود درحال گردش است. با این حال، خط مرزی ناپیدایی شهر را به دو نیمه تقسیم می کند. کروآت ها برای پیشی گرفتن از ارتفاع مناره ها، ناقوس کلیسایی به ارتفاع ۱۰۷ متر در بخش غربی ساخته اند. این بخش پیشتر دژ هرزگوین-بوسنی(کانتون ۱۰) یعنی جمهوری کروآت خودمختار خوانده در زمان جنگ بود.

آقای ازدنکو چوزیچ، نایب رییس جامعه دموکراتیک کروآت بوسنی- هرزگووین (HDZ BiH) و نخست وزیر ناحیه هرزگوین غربی می گوید: «به نظر ما بهترین راه حل این خواهد بود که مانند سال ۱۹۹۳ هر ملتی ناحیه خود را داشته باشد. اصل “یک فرد، یک رأی” خلاف اصول این حکومت است». ارزیابی این حزب ملی گرا این است که نهادها به سود کروآت ها نیست. آنها سال ها است که خواهان اصلاح قانون انتخابات و تقویت نیروی قومی هستند. این حزب هرگز این را هضم نکرده که آقای زلچکو کومشیچ، کروآتی که به عنوان رییس چرخشی انتخاب شده می توانسته با رأی غیر کروات ها انتخاب شود. حزب HDZ که به ویژه در پارلمان اروپا توسط حزب برادر خود در کروآسی حمایت می شود، تهدید می کند که انتخابات پیش بینی شده برای ماه اکتبر را تحریم کند. دراگان شوویچ، رییس آن درمورد مخالفت با قدرت نماینده عالی کاملا با آقای دودیک توافق دارد.

پلیس های قدیمی موستار در محل خود واقع در کنار پل قدیمی کار می کنند. یکی از اعضای پنجاه و چند ساله آن با لحنی حاکی از نگرانی و اضطراب می گوید: «من برای این ناحیه هرزگوین-بوسنی(کانتون ۱۰) جنگیده ام و اگر لازم باشد بازهم خواهم جنگید». آقای اسلاون راگوز، رییس حزب جمهوری خواه کروآت (HRS) هم می گوید: «نگران نباشید. هیچ جنگی رخ نخواهد داد. این تهدید چیزی جز تبلیغات حزب هایی که کشورمان را اداره می کنند نیست». او نیز برای ایجاد یک ناحیه مبارزه می کند: «ما می خواهیم که کروآت های بوسنی- هرزگووین دلیل هایی برای دوست داشتن میهن خود داشته باشند و به کروآسی که به آنها گذرنامه اروپایی می دهد رو نیاورند». درواقع، بیشتر کروآت های بوسنی- هرزگووین یک گذرنامه کشور همسایه را نیز دارند. مانند بسیاری از صرب های جمهوری اسرپسکا که گذرنامه صربستان را دارند.

بوسنیایی های برتری جو

یک دیپلومات با ریشخند شکایت های بوسنیایی های درپی حفظ حمایت غرب را چنین خلاصه می کند: «ما ملتی هستیم که رنج فراوان تحمل کرده است». هدف این موضع گیری پیشبرد دیدگاه کشوری تمرکزگراتر است که زمام امور را در مرکز حکومت، سارایوو، در دست داشته باشد. این موضوع را در گفته های آقای هاریس زهیراجیچ، فعال جوان حزب حاکم اقدام دموکراتیک (SDA) هم می توان دید. این ملی گرای جوان که تنها ۳۰ سال دارد، حدود ۲۰ بار لفظ «نسل کشی» و «تجاوز» را در گفتگو با ما بکار می برد.

سارایوو که بازسازی شده، بسیاری از جنبه های شهر بودن خود را پس از محاصره ای که منجر به خاکسپاری ناگزیر کشته ها در ارتفاعات شهر شد، از دست داده است. بوسنیایی ها هزینه و خسارت سنگینی متحمل شدند اما تنها قربانیان جنگ نبودند. معتبرترین بررسی ها حاکی از کشته یا ناپدید شدن ۹۵۹۴۰ تن در فاصله سال های ۱۹۹۱ و ۱۹۹۶ است که ۳۹ درصد از آنها غیرنظامی بوده اند (۶). بوسنیایی ها که در سال ۱۹۹۱ چهل و سه درصد از جمعیت بودند، ۶۴ درصد از قربانیان (۸۰ درصد غیرنظامی) را تشکیل می دادند. صرب ها که ۳۱ درصد از جمعیت بودند، ۲۶ درصد از قربانیان را داشتند و کروآت ها با داشتن جمعیت ۱۷ درصدی، ۸ درصد از قربانیان را داشتند. از آن پس، تغییرات جمعیتی به نفع بوسنیایی ها بوده و در آخرین سرشماری سال ۲۰۱۳، ۵۰.1 درصد از جمعیت را داشته اند. صرب ها و کروآت ها به ترتیب ۳۰.8 و ۱۵.4 از جمعیت بوده اند.

مسئولان بوسنیایی – همراه با رسانه های غربی- تنها کسانی هستند که امکان وقوع یک جنگ را مطرح می کنند. آقای زهیراجیچ تأیید می کند که: «ما دیر یا زود کسانی که دارای امکانات قانونی برای انسداد روند کار حکومت هستند را ساقط می کنیم. اگر این جدایی طلبان در خواست خود پافشاری کنند، می تواند بی نظمی هایی پیش آید. ما روی جامعه بین المللی، اتحادیه اروپا، ایالات متحده، و نیز میهن پرستان حساب می کنیم. ما کشور دیگری نداریم و برای دفاع از کشور خود با استدلال، قانون و هرچه که لازم باشد اقدام می کنیم».

این گفتمان ملی گرا همواره حزب های اصلی را با هم متحد می کند. این امر نشان دهنده آثار مخرب تحت سرپرستی قرار گرفتن است: مسئولان سیاسی مصالحه هایی که به نظرشان دردناک است را می پذیرند، زیرا در صورت عدم توافق نظر نماینده عالی حاکم می شود. اما، هرچه این نماینده بیشتر در امور مداخله می کند، چشم انداز پیوستن به اتحادیه اروپا دورتر می شود. آقای ادین فورتو، که به تازگی در رأس حزب «ناشا استرانکا» (حزب ما) زمام امور را در سارایوو به دست گرفته و خود را غیرملی گرا می داند می گوید: «این حرف حزب های مسلط برای پوشاندن فساد فزاینده است». اکثر شغل ها وابسته به مجتمع ها و ساختارهای مشترک است. حزب ها به ویژه در بخش های خدمات عمومی محلی مانند توزیع آب، جمع آوری زباله و غیره بر قسمت عمده ای از اقتصاد سلطه دارند. به عنوان نمونه، در عرصه مخابرات، یک شرکت تحت کنترل حزب HDZ است و دیگری توسط حزب SDA اداره می شود».

توزلا، که از معدود شهرهایی است که از گفتمان ملی گرایی در امان مانده، همیشه غرق در بوی ذغال سنگ یعنی سوختی است که گرمایش و مراکز تولید برق را تأمین می کند. در این شهر صنعتی بود که گردهمایی گسترده جنبش اجتماعی در سال ۲۰۱۴ برگزار شد. قیامی که درعین حال نیرومند و زودگذر بود و آقای دمیر آرسینجوویچ، یکی از کوشندگان آن کارنامه اش را نومیدانه توصیف می کند: «با توافق دایتون، ما زیر سلطه نظام “وحشت صلح” زندگی می کنیم. ما ناگزیریم یا ساز و کارهای پیچیده این توافق که موجد فساد و فاسد سالاری است را بپذیریم و یا متحمل تجزیه کشور شویم. راه حل یا سیاست سومی نیست. نخبگان در زمان خصوصی سازی ها از راه احتکار بی نهایت ثروتمند شده اند. آنها بین خود کاملا توافق دارند و از یکدیگر حمایت می کنند».

برشکو، شهر نمونه یا شهرک پوتمکین

از منظر ژئوپولیتیک ایجاب می کند که کروآت ها به زاگرب، صرب ها به بلگراد و بوسنیایی ها به «جامعه بین المللی»ای متکی باشند که غالبا منظوراز آن کشورهای غربی یا اسلامی است. آقای دودیک با دیدار اخیرش با ولادیمیر پوتین و نیز ویکتور اوربان نخست وزیر کالونیست مجارستان و رجب طیب اردوغان، رییس جمهوری مسلمان ترکیه، که بیش از پیش شکل و شمایل عثمانی نو به خود می گیرد، این نظم را بهم زده است. آلکساندر دوشیچ، رییس جمهوری صربستان به جمهوری اسرپسکا (RS) نزدیک شده و اعلام کرده پیوندها با همسایه اش «هرگز چنین نیرومند نبوده است». اما جنگ اوکراین تعادل بین شرق و غرب را بهم زده و او درپس پرده کوشش می شود که این «دوست» میانه رو شود یا حتی از صحنه دور شود. آقای دودیک، کمی پس از دیدار از بلگراد در ۱۵ آوریل، برنامه ایجاد ارتش و وضع مالیات های غیرمستقیم خود، که بنا بود در ۱۰ ژوئن انجام شود را موکول به فردای برگزاری انتخابات کرد. آقایان صفت امامویچ و میلوش سوبوتیچ درمورد تاریخ معاصر دیدگاه هایی کاملا متضاد دارند – و از تیم های فوتبال رقیب یعنی تیم های بوسنی و صربی حمایت می کنند-. با این حال، هردو دوست دارند در یک کافه – بار در مرکز برشکو گردهم آیند ، تا در این شهرک نمونه امکان همزیستی را به نمایش گذارند. در این کافه – بار مرتب ویدیوهای سال های دهه ۱۹۸۰ حاوی «دلتنگی برای یوگوسلاوی» نمایش داده می شود. این نوارها در بیشتر کافه هایی که ما درسراسر کشور به آنها رفتیم دیده و شنیده می شد. آقای امامویچ نماینده حزب SDA در مجلس منطقه، توضیح می دهد که: «میلوش خواهد گفت که لفظ “نسل کشی” مناسب نیست اما من معتقدم که هست، ولی برسر این موضوع جنگ نخواهیم کرد. بسیاری از بوسنیایی ها دوست دارند قوانین خود را تحمیل کنند زیرا در اکثریت هستند. من فکر می کنم که ما باید به نقطه تعادلی برسیم که از آن دور نیستیم».

شهر برشکو، نخستین بندر کشور در ساحل رودخانه ساو، محلی راهبردی است که درعین حال شرق و غرب جمهوری اسپرسکا و نیز فدراسیون کروآسی را بهم می پیوندد. خط جبهه متوقف شده براثر توافق دایتون، خود شهر را در ناحیه اول و حومه های پیرامونی آن را در ناحیه دوم قرارداده و این امر موجب بروز تنش شده است. در سال ۱۹۹۹، یک دادگاه حکمیت تصمیم گرفت که همه شهرک های پیرامونی با نهادهای چند قومی آنها (مجلس، ادارات، پلیس و غیره) را در ناحیه مستقل قرار دهد. آیا این یک دهکده پوتمکین * یا دلیلی واقعی برای داشتن امید است؟ آقای سوبوتیچ، روزنامه نگار تارنمای محلی «نولا ۴۹» توضیح می دهد که: «در اینجا تصمیم گیری های سیاسی طرف های اصلی بهم نزدیک شده است. در عمل، این کار همیشه آسان نیست، اما بهتر از بوسنی کار می کند! دو عامل موجب این کار می شود: بودجه ای که به لطف کمک های حکومت بیش از جاهای دیگر است و نیز حضور خارجی». معاون نماینده عالی یک سرپرست بین المللی می تواند جانشین شهردار شده و حکم صادر کند. آقای مایکل اسکانلان، دارنده این سمت، مانند همه پیشینیان خود از ایالات متحده می آید.

همزیستی همراه با انواع خاطرات است. درمرکز شهر، نزدیک به مجلس ناحیه، در سال ۱۹۹۷ سنگ نوشته ای به یادبود «مدافعان برشکو» ساخته شد. پس از انتخابات سال ۲۰۰۸، حزب ها برای ساخت یادبودی برای رزمندگان بوسنیایی و یادبود سومی برای رزمندگان کروآسی به توافق رسیدند. به دلیل عدم توافق درمورد محل نصب آنها، سرپرست بین المللی ناگزیر شد حکم کند که هردو دربرابر شهرداری، یکی در کنار دیگری با فاصله ای ۱۰۰ متری نصب شود. در نبود یک آشتی واقعی، قرار داشتن تحت سرپرستی قطعا جوامع را به تعقیب تاریخ هایی موازی ترغیب می کند.

* عبارت دهکده پوتمکین برای توصیف دهکده ای غیرواقعی که برای تاثیر گذاشتن ساخته شده بکار می رود

۱-
Et non pas euros comme indiqué dans la version imprimée.

۲-
Lire l’entretien intégral.
https://www.monde-diplomatique.fr/2022/05/DESCAMPS/64611

۳-
Le Monde, 4 février 1998.

۴-
Arrêt de la Cour internationale de justice n° 2007/08 (PDF), La Haye, 26 février 2007.

۵-
« Bosnia and Herzegovina migration profile for the year 2020 » (PDF), ministère de la sécurité, Sarajevo, mars 2021.

۶-
Mirsad Tokača, The Bosnian Book of the Dead : Human Losses in Bosnian and Herzegovina 1991-1995, Centre de recherche et de documentation, Sarajevo, 2012.



Source link

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *




Enter Captcha Here :